ـ2) را؛ البته فاصلهٴ ميان آنان و او خيلي بيش از فاصلهٴ او با ويكوست. اين بههمان اندازه چشمگير است كه ابنخلدون در زمينهٴ آنچه امروز روششناسي تاريخ ناميده ميشود به تفكر پرداخت1. فراز و نشيبهاي حياتي كه در چندين دربار اسلامي آفريقا سپري شد، به وي تجارب ژرفي ارزاني داشته بود؛ شاهد ظهور و سقوط پادشاهيها شده بود. ولي اگر كنجكاوي علمي و گرايش فلسفي ذهن و نبوغ او نبود، شايد اينهمه هدر ميرفت. در اثبات اين مطلب كافي است بگويم كه هرگز جنگها، آشوبها، انقراضها و ساير مصايب در اروپاي مسيحي كم نبود، چرخش بيترحم گردونهٴ بخت الهامبخش اخلاقياني همچون پترارك و بوكاچيو ميشد. ولي هرگز كسي مانند ابنخلدون به تحليلي جامعهشناختي از آنها نپرداخت. اين فكر حتي از ذهنشان هم نگذشت.
سرانجام، ابنخلدون بهخاطر توجهش به علم و هنر در خور ستايش ويژهٴ مورخ علم است.
گرچه در اين زمينه او مبتكر نبود، بلكه يك سنّت كهن اسلامي را ادامه داد. گواه بر آن
طبقاتالاٴمم صاعد اندلسي (يازدهم ـ2)2؛
اٴخبارالحكماي ابن قفطي (سيزدهم ـ1) و عيونالاٴنباء ابن ابي اصيبعه (سيزدهم ـ 1) است. ابنخلدون در مقام مورخ علم قابل قياس با آنان نبوده، زيرا كنجكاوي او وسيعتر بود، ولي وي مسائلي در زمينهٴ تاريخ و تكوين علم را براي خود مطرح ميساخت.
چنين مسائلي طبعاً ديگران را به ردهبندي علوم و شناخت روابط ميان شاخههاي مختلف آن واداشت. ششمين و آخرين باب
مقدمهٴ ابنخلدون به آن اختصاص دارد؛ يقين دارم هيچ مطلب تازهاي به آن مقولات نيفزوده، بلكه آنها را در اذهان مسلمانان زنده كرده است. او يكي از حلقههاي زنجيري بود كه بيشتر بهوسيلهٴ فضلاي ترك ساخته شد، از قبيل معاصر جوانتر وي بسطامي (حدود 1370 ـ 1454)، در كتاب
الفوائح المِسْكية في الفواتح المكية (دايرةالمعارفي در يكصد علم تقديم به مراد دوم، حدود 1440) و
دُرّةالعلوم و جوهرةالفنون (ردهبندي علوم) و يك قرن بعد در يك ردهبندي مشروح در
مفتاح السعادة از احمدبن مصطفي طاشكپريزاده (تولد: بروسه 1495 ـ وفات: استانبول 1561)3 جامعالعلوم معروف. مختصر آنكه، ابنخلدون از پيشوايان فكر در سدهٴ چهاردهم و از افتخارات آن عصر در پرتو ابديت بود.
تقسيم مورخان مسلمان آفريقا از اين نظر صورت گرفت تا سرزندگي هر بخش نمايانده شود، ولي اين تقسيمبندي تاحدي مصنوعي است. چون كساني كه از آنان سخن گفتيم بارها از يك نقطه به نقطه ديگر ميرفتند. صرفنظر از ابنبطوطه كه به سراسر جهان اسلام تعلق دارد و